| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سلام
شاید این آخرین پستم باشه شایدم یه شروع جدید يادش بخير پارسال همين موقع ها بود كه اين وبي كه كاش هرگز راش نمي نداختم رو ساختم دیگه حوصله ی این کارا رو ندارم يا ميام و ادامه مي دم يا ديگه.............. و از آقاي تك سوار و اجي بزرگه ناديا خانوم و .................... هر كيو جا انداختم ببخشه تشكر مي كنم كه همراهم بودند تا بعد دادا مهيار
دوست بي رياي من هر شب به ياد دل تنهاي من ستاره اي در آسمان نگاه كن به اميد ديدار اگر عمري باقي بود
|+| خلق شده توسط مهیار در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 15:30 |
پیشاپیش عیدتونو تبریک می گم
با آرزوی سالی شاد برای همتون باز كن پنجره ها را كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد و بهار روي هر شاخه كنار هر برگ شمع روشن كرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فرياد زدند كوچه يكپارچه آواز شده است و درخت گيلاس هديه جشن اقاقي ها را گل به دامن كرده ست باز كن پنجره ها را اي دوست هيچ يادت هست كه زمين را عطشي وحشي سوخت برگ ها پژمردند تشنگي با جگر خاك چه كرد هيچ يادت هست توي تاريكي شب هاي بلند سيلي سرما با تاك چه كرد با سرو سينه گلهاي سپيد نيمه شب باد غضبناك چهكرد هيچ يادت هست حاليا معجزه باران را باور كن و سخاوت را در چشم چمنزار ببين و محبت را در روح نسيم كه در اين كوچه تنگ با همين دست تهي روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد خاك جان يافته است تو چرا سنگ شدي تو چرا اينهمه دلتنگ شدي باز كن پنجره ها را و بهاران را باور كن |+| خلق شده توسط مهیار در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 0:53 |
آنک ، قصابان اند
برگذرگاه ها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود روزگار غریبی ست ، نازنین و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد کباب قناری بر آتش سوسن و یاس روزگار غریبی ست ، نازنین ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد. ![]() |+| خلق شده توسط مهیار در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 0:37 |
مي توان جامي زد و گا هي گنا هي كرد و رفت
|+| خلق شده توسط مهیار در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 13:16 |
ارزش انسان
دشتها آلوده ست... در لجنزار گل لاله نخواهد روييد در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد؟ فكر نان بايد كرد و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم. گل گندم خوب است .گل خوبي زيباست! اي دريغا كه همه مزرعه دلها را علف هرزه كين پوشانده است. هيچكس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست. و همه مردم شهر بانگ برداشتند كه چرا سيمان نيست و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست... وزماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست!
دیگه زیر نوشته هام نمی خوام خیلیم خل شدم!! |+| خلق شده توسط مهیار در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 22:50 |
مرحوم آقاسی
یا علی |+| خلق شده توسط مهیار در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 19:27 |
تنهاييم را با تو قسمت مي کنم
سهم کمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي غم آنقدر دارم که مي خواهم تمام فصل ها را بر سفره رنگين خود بنشانمت بنشين غمي نيست حواي من بر من مگير اين خود ستايي را که بي شک تنها تر از من در زمين و آسمانت آدمي نيست آيينه ام را بر دهان تک تک ياران گرفته ام تا روشنم شد در ميان مردگان همدمي نيست همواره چون من نه فقط يک لحظه خوب من بينديش لبريزي از گفتن ولي در هيچ سويت محرمي نيست من قصد نفي بازي گل را و باران را ندارم شايد براي من که همزاد کويرم شبنمي نيست شايد به زخم من که مي پوشم ز چشم شهر آن را در دست هاي بي نهايت مهربانش مرهمي شايد و يا شايد هزاران شايد ديگر اگرچه اينک به گوش انتظارم جز صداي مبهمي نيست
یا علی |+| خلق شده توسط مهیار در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 20:26 |
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه ی کفش فرار رو ور کشید استین همت و بالا زد و رفت ... دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه ی فرداها رو تا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت ... به سرش هوای حوا زد و رفت ....
يا علي
|+| خلق شده توسط مهیار در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 22:29 |
تيره گون شد كوكب بخت همايون فال من
یا علی |+| خلق شده توسط مهیار در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 22:19 |
احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند
احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می زند
آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل آمدن روز است...
............ ......... ......... ....
بر آسفالت های خیابانها و کوچه های خیس قدم می زنم و برگهای زرد شده را زیر غرور خیس کفشهایم له می کنم. دلسوزیم می خواهد مرگ برگها را لمس کنم . خم می شوم و در مقابل چشمهای گریان درخت برگی را نوازش می کنم.. خیس شده است و طروات بهار را یافته... اما مرده است. دلم می خواهد خش خش برگها رو بشنوم اما صدایی به گوش نمی رسد . باران صدای فریاد خشکیده شان را خفه کرده است.. آهنگی از دور در کوچه های خیس و سرد پاییزی می پیچد حس عجیبی به من دست می دهد و با خود آرام همراه آهنگ ملایم دوره گرد زمزمه می کنم... سلطان قلبم تو هستی... من سرد می شوم و به صدای گرم و آهنگ مهربان دستان مرد دوره گرد غبطه می خورم آیا برای سلطان قلبش می خواند؟ راستی قلب او هم ... سردی سست کننده را در خود بیشتر حس می کنم.. به تاج خالی و سرد قلبم می اندیشم که روزی پادشاهی آن را تصرف خواهد کرد... و این اندیشه سردم می کند.. به صدای سکوت کوچه گوش می دهم و به حسی که در آن فضا حکمرانی می کند و به دستان سرد نوازنده پیر که ضرب سازش و آهنگ صدایش را غم نان رساتر می کند .همه چیز بوی تصرف و حکمرانی را می دهد. حتی پاییز .. چه بد سرنوشتی است سرنوشت غم انگیز رعایای بی اراده و افسرده این حکمرانان.. اما در مقابل سلطنت عظیم عشق واین فرمانروایی بزرگ باید مغلوب شد و چه خوشبخت رعایایی هستند اینان که قلب و احساسشان از وفاداری و عشق و شور سرشار است چرا که اینان خود هر کدام اقلیمی را به پادشاهی نشسته اند کاش دوره گرد هم با شوق زنده کردن عشق برای خود می نواخت نه برای سلطنت ستمگر فقر .. دور میشود و صدای ساز را باد به کوچه های در خواب رفته و خمار پاییزی دیگر می برد شاید آهنگ عشق در مقابل سستی و افسردگی پاییز پیروز شود.. و چه خسته می نوازد این خنیاگر غمگین ... مثل اینکه همه در اندیشه خود خواب می بینند.. و نوازنده به نانی می اندیشد و به گرمایی که دستان خسته اش را برای فردا نیرو دهد..
یا علی |+| خلق شده توسط مهیار در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 و ساعت 18:36 |
|
درباره وبلاگ
![]() ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
یاعلی منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها قدیم ندیما
هفته چهارم فروردین 1386هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 برو بچه ها
حرفای دل یه جوجو عسلیاس ام اس جوک های با حال دختری از جنس هیچکس TI AMO ابجی مریم ساده رنگ خانه ی نیلوفری دلمو شکست و رفت پسر بابا پسر ایرونی دختر ایرونی غروب واسه من همیشه نشون از تو بوده دخترای خوب و دوست داشتنی دختر اشک باران قلبم فقط تویی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |